مرتضى مطهري
230
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )
جاذبه شان گاهى يك بعدى است يعنى فقط روى مردم اندكى و در زمان كوتاهى و در حدود يك احساس و هيجان خاصى بوده است ، گاهى دو بعدى و گاهى سه بعدى بوده است يعنى اولًا بر روى يك سطح وسيعى از جهان اثر گذاشته است ، ثانياً در طول زمان ادامه يافته و گسترش پيدا كرده است ، ثالثاً تا اعماق روحها و باطنها اثر گذاشته است تا جايى كه دشمن را نيز تحت نفوذ قرار داده است و اشكشان را جارى ساخته است ، آنچنان كه در جريان ملاقات عدى بن حاتم با معاويه توصيف عدى از على اشك معاويه را جارى ساخت . عمده در جاذبه داشتن ، عمق داشتن است و سپس ادامه يافتن يعنى عمق و طول است نه عرض ، يعنى اينكه ژرفاى دلها را تسخير كند و ديگر اينكه دوام يابد . اين دو خاصيت فقط در اولياى دين است و بس ، و به طور كلى رابطه اى است ميان دعوتهاى سه بعدى و جاذبه هاى سه بعدى . مسيح است كه داراى چنين نفوذى است ، بوداست كه چنين است ، موسى است كه چنين است ، محمد صلى الله عليه و آله است كه چنين است ، على مرتضى است . در غير كسانى كه به عنوان پيشوايان دينى شناخته مىشوند ، خواه آن پيشوا پيشواى حقيقى باشد يا نباشد نظير خلفا در نزد اهل تسنن ، هرگز چنين احساسات وسيع و دامنه دار و عميق وجود نداشته و ندارد . از اينجا اين نتيجهء اساسى را بايد گرفت كه دين يك پيوند ديگرى با روح بشر دارد كه هيچ چيز ديگر چنين پيوندى ندارد . حتى قهرمانانى كه به اصطلاح ، ملل آنها را ستايش مىكنند و مىپرستند ، آنگاه اهميت و احترام واقعى در دلها پيدا مىكنند كه عكسشان هم مقدس مىشود كه جنبهء تقدس و ماوراء الطبيعى به آنها بدهند . 5 . مقدمهء ديگر اينكه همانطور كه در ورقه هاى آثار عشق و محبت ) * گفتهايم ، عشق و محبت و به [ تعبير ] ديگر جاذبه ميان انسانها به طور كلى آثارى دارد هم بر روى جسم و هم بر روى روح . اثر جسمى آن اگر به صورت عشق باشد و شديد باشد خرابى و ويرانى و احياناً بيمارى و اختلال جسم است . اما اثرش بر روى روح هرچند